محمد رضا واليزاده معجزى
432
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
كه همراه دارد و من به او اطمينان دارم ، نزد من بگذاريد تا در كرمانشاه بمانم در غير اين صورت ديگرى را با قوه كافى در اين شهر بگذاريد . سالار الدوله گفت : « من كسى را ندارم و برادرانم محمد على شاه و شعاع السلطنه هم در شمال ايرانند و برادر ديگرم عضد السلطان در عراق ( اراك ) است . نه او دستش به من مىرسد و نه دست من به او مىرسد . اطمينان عمده من هم بيشتر به سواران شرف الملك و برادرزادههاى او است و نمىتوانم آنها را از خودم جدا سازم و از ساير رؤسا هم هركدام را بگويم بمانند ، از قواى اعزامى من كاسته مىشود و نمىدانم چه كار كنم . پس از مدتى سكوت گفت : « اگر من بفرستم برادرم عضد السلطان خود را به من برسانند شما با او در اينجا مىمانيد يا نه ؟ » شيخ گفت : « به شرط اينكه دويست سوار مورد اطمينان در اينجا داشته باشم ، مىمانم . » سالار جواب داد : « خود عضد السلطان اقلا صد سوار همراه دارد شما هم كه شصت سوار همراه داريد . اين عده فعلا كافى است . جعفر السلطان هم از عقب مىآيد اگر لازم دانستيد او را هم نزد خودتان نگاهداريد . » مذاكرات سالار الدوله با سران عشاير براى نگاهدارى كرمانشاه سالار الدوله فورا فرستاد داود خان كلهر و شرف الملك و نماينده نظر على خان امير اشرف را حاضر كردند و با آنها گفت كه آيا مىتوانيد در ظرف يك هفته عضد السلطان را از اراك حاضر كنيد تا شهر كرمانشاه را در مدتى كه ما در تهران هستيم نگاهدارى كند ؟ آنها هم جواب دادند كه الان قواى بختيارى بين عراق و كرمانشاه را گرفته و بدون جنگ و جمعيت احدى نمىتواند به آنجا برسد . پس از دو ساعت مبادله افكار بالاخره سرداران همه عذر آوردند . بعد از رفتن آنها امامجمعه به شاهزاده گفت : « اگرچه تأخير در حمله به تهران كار شاه را همانطور كه خودش تلگراف كرده بود ، خراب مىكند ولى اگر شما شاهزاده احمد ميرزاى تويسركانى را با سالار مؤيد كرمانشاهى به اختيار من بگذاريد ، شاهزاده عضد السلطان را به شما مىرسانم . » شاهزاده جواب داد : « يعنى خودتان اين كار را مىكنيد » امام جمعه جواب داد : « در هر صورت من متعهد انجام اين كار مىشوم . گفت : « بسيار خوب من فردا اين دو نفر را نزد شما مىفرستم » امام جمعه گفت : « بنابراين كاغذى را اگر مىخواهيد براى عضد السلطان بنويسيد ، حاضر كنيد و فردا براى من بفرستيد . » فردا صبح كه چهاردهم شعبان 1329 بود ، شاهزاده مراسله عضد السلطان را كه نوشته بود با